تبلیغات
بازباران - خواهان دموکراسی انگلیسی هستم
 
بازباران
عصرامام خمینی(ره) عصربیداری اسلامی
درباره وبلاگ


می فروشی گفت کالایم می است /گرمی بازارمن سازونی است /من خمینی دوست می دارم /که اوهم خم است وهم می است وهم نی است

مدیر وبلاگ : سرباز روح الله
نویسندگان
نظرسنجی
درانتخابات مجلس نهم (میاندوآب ،شاهین دژوتکاب ) شمابه چه کسی رای می دهید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
«محمد حلمی الغندور- نامزد شیعیان مصر در انتخابات آتی مصر و رئیس شرکت تجاری ایران و مصر- که برای عقد قرارداد و پاره ای مذاکرات به ایران سفر کرده بود را در یکی از شب های بهاری درهتل انقلاب ملاقات کردیم. مرد پا سن گذاشته و اهل آداب و معاشرتی که به سبب جراحی در پای خود قادر به ایستادن نبود و به هنگام راه رفتن نیز با دو عصا حرکت می کرد. پس از انقلاب 25 ژانویه و تغییر فضای سیاسی در مصر، از سر گیری روابط با این کشور از سوالهایی است که این روزها ذهن بسیاری از تحلیل گران را به خود مشغول داشته است. با محمد الغندور که این روزها علاوه بر ردای تجارت، ردای سیاست را نیز به تن کرده است، از فضای سیاسی و انتخاباتی مصر، ادامه روابط مصر با امریکا، رابطه این کشور با فلسطین و رژیم صهویونیستی، نقش رسانه ها در انقلاب مصر و.... به صحبت نشستیم. محمد الغندور نیز به دور از ملاحظه کاری های سیاسی به پرسش های ما پاسخ گفت و از توافق با مقامات ایرانی بر سر فروش آرد و گردشگری سخن به میان آورد. هنگامی که به خود آمدیم، چرغهای لابی هتل خاموش شده بودند و بجز ما کس دیگری در آنجا حضور نداشت. در خطوط زیر متن مصاحبه را از نظر می گذرانیم.»
در آینده ای نزدیک شما کاندیدای انتخابات پارلمانی مصر خواهید بود، به عنوان اولین سوال و شروع بحث در مورد مجلس مصر ساختار تشکیلاتی، تعداد کرسی های مجلس و شرایط کاندیداها برای شرکت در انتخابات و تغییراتی که در ساختار انتخابات ایجاد شده است، توضیح بفرمایید؟

در دوران مبارک پارلمان مصر از 442 کاندیدای انتخاب شده و 10 عضو تعیین شده از طرف رئیس جمهور تشکیل می شد. قبل از انقلاب 25 ژانویه مصر، اصلاحاتی در قانون انتخابات صورت گرفت و طی آن کمیسیون ویژه زنان تشکیل شد که تقریبا 100 عضو دارد و بر این اساس تعداد نمایندگان پارلمان مصر 552 عضو می شود. این کرسی ها مختص زنان است و زنان مصری در انتخابات برای کسب این کرسی ها با یکدیگر به رقابت می پردازند. این قانون برای احیاء زندگی سیاسی افراد خصوصا زنان در جامعه تصویب شده که شرایط کاندیداها و پارلمان را تنظیم و ساماندهی می کند.

انتخابات پارلمانی در مصر زیر سایه جهل، حماقت و ناآگاهی برگزار می شد، زیرا از ابتدای تشکیل پارلمان در مصر به این دلیل که جامعه مصر جامعه ای سنتی بود و کشاورزان اکثریت جامعه را تشکیل می دادند، حداقل 50 درصد کرسی های مجلس به کشاورزان و کارگران اختصاص می یافت و 50 در صد دیگر در اختیار سایر اقشار جامعه بود. بر این اساس کشاورزان و کارگران جامعه مصر در مجلس اکثریت را تشکیل می دادند. این مسئله در ابتد ا معقول به نظر می رسید زیرا که ساختار اجتماعی مصر به گونه ای بود که کشاورزان برای رسیدن به حقوق خود بایستی کانال هایی در اختیار می داشتند، تا به حقوق خود دست یابند و این امر از طریق پارلمان تحقق می یافت. اما به نظر من هم اکنون، دیگر نیازی به این قانون نیست و امیدوارم که در آینده ای نزدیک رویه انتخابات مجلس در مصر تغییر یابد.

از نظر حوزه های انتخابی نیز، در مصر 26 استان وجود دارد که هر استان به تعدادی حوزه های انتخاباتی تقسیم می شود. در برخی از استان ها 12 حوزه انتخاباتی وجود دارد و در استان هایی نیز تعداد حوزه ها به بیشتر از 24 می رسد. تعداد حوزه های انتخاباتی بر اساس مساحت استان تعیین می شود و از هر حوزه 2 نماینده به پارلمان مصر راه می یابند. یکی از این نمایندگان متعلق به قشر کارگران و کشاورزان و دومی متعلق به دیگر اقشار اجتماعی است. این شکل کلی انتخابات در مصر است.

انتخابات در مصر معمولا به صورت انفرادی است و کاندیداها به صورت مستقل به صحنه می آیند. در انتخابات مجلس احزاب سیاسی و گروههای دیگر تاثیر چندانی ندارند کما اینکه فعالیت محسوسی را نیز آغاز نمی کنند. تنها عنصر فعال در انتخابات مصر قبیله گرایی(عصبیت) است که معمولا نقش اصلی را در انتخابات بر عهده دارد. همچنین عضویت فرد در خانواده خاص می تواند به او کمک کند و این مسئله تا کنون در خارج از حوزه شهرهای بزرگ معمولا در روستاها، حاشیه شهرها و تجمعات کوچک دیده شده است.

لذا انتخاب شدن در مصر به مهارت و حرفه شباهت دارد و کسانی که با آن آشنایی دارند و راه و رسم آن را می شناسند می توانند به راحتی در انتخابات پیروز شوند؛ و این در حالی است که در خانه خود بر روی تخت خواب خود لم داده اند. لذا کسانی که به این شیوه آگاهی دارند و به عوامل تاثیر گذار بر روند انتخاب شدن اطلاع دارند، در انتخابات نام نوسی کرده و با فراغ بال خود را پیروز می دانند. این روند به گونه ای بود که برخی خانواده ها یک کرسی پارلمان را برای 20 یا 30 سال در دست داشتند و آن را به عنوان کرسی خود می شناختند.

امیدوار بودم پس از انقلاب 25 ژانویه مصر، یکباره انتخابات و دیگر نمادهای دموکراسی را در مصر پیاده نکنیم، زیرا به نظر من کشور مصر و مردم آن شرایط لازم برای گذار به دموکراسی را نداشتند. کشور مصر فاقد زمینه های لازم برای اجرای دموکراسی است. لذا انتظار داشتم که پس از انقلاب یک یا دو سال آگاهی سازی در جامعه صورت گیرد و پس از آن انتخابات برگزار شود و دموکراسی را با تمام جزییات آن در جامعه پیاده کرد. در این میان، اگر دولتی موقت شکل می گرفت و برای تشکیل دولت آینده زمینه سازی می کرد به نظر من بسیار بهتر بود.

از نگاه شرایط و ویژگی ها نیز، شرایط شرکت در انتخابات مصر تنها توانایی خواندن و نوشتن و گذراندن خدمت سربازی است. و این قانون هم در زمان مبارک وجود داشت و هم در حال حاضر. پس از انقلاب در قانون اساسی مصر هیچ تغیییر و اصلاحاتی انجام نشده به جز تغییر در اختیارات رئیس جمهور. در زمان مبارک رئیس جمهوراختیارات زیادی داشت و گاها اختیاراتی در حد و اندازه پروردگار.

ولی بعد از انقلاب 25 ژانویه ، تمام قوانین متعلق به رئیس جمهور مورد بازبینی قرار گرفت و اصلاحاتی در آن انجام شد. در حال حاضر رئیس جمهور دیگر حق ندارد نمایندگانی را برای پارلمان منصوب کند. در دوران مبارک، مدت ریاست جمهوری 6 سال بود اما این میزان به 4 سال تقلیل یافت. همچنین رئیس جمهور می توانست بارها کاندیدای ریاست جمهوری شود که در حال حاضر تنها دو دوره 4 ساله می تواند کاندیدا باشد.

- با توجه به تغییرات بوجود آمده در ساختار سیاسی مصر، ساختارهای سیاسی مصر در آینده نزدیک چگونه خواهد بود؟ آیا مصر به سمت دموکراسی حرکت خواهد کرد و یا نه صرفا مبارک برکنار شده است و تغییرات چندانی در نظام سیاسی مصر انجام نمی شود؟

مطمئنا مردم مصر خواهان دموکراسی هستند و به هیچ کس دیگر اجازه حکومت نخواهند داد مگر آنکه از سوی آنها انتخاب شده باشد. یکی از ثمرات انقلاب این بود که ملت مصر دیوار رعب را از بین برد و راه خود را خوب شناسایی کرد. به نظر من انتخابات پیش رو، انتخابات کاملا دموکراتیکی خواهد بود اگر چه بازماندگان نظام سابق در پی ایجاد اخلال و بی نظمی هستند. به همین دلیل است که من اصرار داشتم انتخابات با یکسال تاخیر برگزار شود تا به مردم بگوییم که چه کسانی را باید انتخاب کنند تا نظام مصر دوباره به دست کسانی مانند مبارک بازنگردد.

به این دلیل مجلس آینده ماموریت تدوین قانون اساسی را به عهده دارد. به همین خاطر مجلس بسیار مهمی به حساب می آید. کمیته تدوین قاون اساسی تنها محدود به اعضاء پارلمان نیست، بلکه افرادی از بیرون نیز به این کمیته خواهند آمد، شخصیت های حقوقی، متخصصان و دانشگاهیان در این کمیته حضور خواهند داشت.

- شرایط مجلس مصر در زمان مبارک چگونه بود؟ آیا همان طور که بارها اعلام شده، مبارک در انتخابات تقلب می کرد؟

پارلمان در دوره مبارک یک مشکل اساسی داشت و آن موافقت دایم آن و سرسپردگی آن در برابر دولت بود. در زمان مبارک، در انتخابات پارلمان تقلب به صورت کاملا واضح صورت می گرفت و این روند به گونه ای بود که در حالی که همه مردم فکر می کردند شخص خاصی در انتخابات پیروز می شود، شخص دیگری پیروز اعلام می شد و طرف شکست خورده توانایی اثبات پیروزی خود را نداشت. حتی اوضاع به گونه ای بود که نهادی برای ارجاع شکایت و پی گیری آن وجود نداشت و فرد نمی توانست اقدامی انجام دهد.

- با توجه به اینکه بارها اعلام شده است در مصر قرار است نظام دموکراسی برقرار شود، دموکراسی مصری چگونه دموکراسی خواهد بود، آیا این دموکراسی به مانند دموکراسی غربی خواهد بود؟

من به نوبه خود آرزو دارم که دموکراسی ای که در انگلستان وجود دارد در مصر پیاده شود. انگلستان به عنوان پدر دموکراسی در جهان شناخته می شود؛ مفهوم دموکراسی در آنجا عملی می شود و تجلی می یابد. من خواستار انتخابات در تمامی عرصه ها و پست های کشور مصر هستم، از کدخدای یک روستا تا شهردار و رئیس جمهور.

- با توجه به شرایط جدید سیاسی در مصر، آرایش سیاسی در مصر به شکلی خواهد بود؟ گروهها و احزاب شرکت کننده در این انتخابات چه کسانی خواهند بود؟ در میان این گروهها و احزاب کدامیک از شانس بیشتری برای پیروزی در انتخابات برخوردارند؟

در مصر 24 حزب وجود دارند که تمام آنها قرار است به صورت کاملا منظم و برنامه ریزی شده در این انتخابات شرکت می کنند. در مورد پیروزی احزاب شرکت کننده باید بگویم «اخوان المسلمین» شانس بیشتری دارد. احزاب «الوفد» و «الکرامه» در جایگاههای های بعدی خواهند بود و شخصیت های مستقلی نیز مانند من، حضور دارند، که آنها هم فرصتی برای پیروزی دارند زیرا که برخی از آنها در حوزه های انتخابی خود محبوبیت بسیاری دارند.

- با توجه به اینکه انتخابات ریاست جمهوری در مصر نیز نزدیک است، «محمد البرادعی» به عنوان یکی از کاندیداهایی که از او نام برده می شود از چه وزنی برخوردار است؟

در انتخابات ریاست جمهوری، افراد بسیاری شرکت خواهند کرد که به نظر من هیچ کدام صلاحیت انتخاب شدن را ندارند. محمد البرادعی (مستقل) ،عمر موسی (مستقل)، بطرس غالی (مستقل)، حمدین صباحی (حزب الکرامه)، دکتر ایمن نور (حزب الغد)، عبد المنعم الفتوح (در جنبش اخوان عضو بود ولی از آن جدا شد)، بسینه کامل (روزنامه نگار مستقل)، هشام البسطاویسی (مستقل)، مجدی حداثه (فرمانده سابق نیروهای مسلح و مستقل) و دیگرانی که امکان دارد در انتخابات شرکت کنند.

اما به نظر من در میان افراد ذکر شده، برخی از آنها صلاحیت انتخاب شدن را ندارند زیرا هیچ کدام از آنها محبوب ملت مصر نیستند. مردم همچنان منتظر چهره جدیدی هستند و به نظر من تنها چهره محترمی که مردم شاید او را از بین این کاندیداها بیشتر دوست داشته باشند، «حمدین صباحی» است. وی با توجه به گرایش های قومی و ناصری که دارد در میان گروهی از مردم مصر محبوبیت بسیاری دارد. صباحی همچنین عضو سابق پارلمان مصر بود که به نظر من با احتساب تمام ویژگی های خوبی که دارد برای رئیس جمهور شدن گزینه خوبی است. کسانی مانند البرادعی، موسی، نور، غالی همه ساخته و پرداخته آمریکا هستند. محمد البرادعی همه دوران زندگی خود را در خارج از مصر گذرانده است و برای مردم مصر فردی بیگانه به محسوب می شود و تنها در چند سال اخیر است که مردم نام او را به عنوان فردی مصری شناختنه اند.

از سوی دیگر، مردم مصر احمدی نژاد را بسیار دوست دارند زیرا او را انسانی ساده همانند خود می دانند و در واقع خواسته مردم مصر این است که رئیس جمهورآنها فردی از جنس خودشان باشند. «عمر موسی» در مقایسه با البرادعی به مردم و روحیات آنها نزدیکتر است. وی با شعارهایی که بر علیه اسرائیل سر می دهد و ادبیات مردمی که دارد محبوبیتی را در میان مردم برای خود بوجود آورده که به نظر من شانس او را در میان کاندیداها بیشتر می کند.

-اخوان المسلمین به عنوان یکی از بزرگترین احزاب در مصر، در حال حاضر از چه وضعیتی برخوردار است و نظر مردم در مورد این حزب چیست؟

با توجه به شناختی که از مردم مصر و جایگاه الاخوان در مصر دارم، فکر می کنم آنها بین 15 تا 20 درصد از کرسی های پارلمان مصر را به خود اختصاص دهند و این حد اکثر توانایی آنها خواهد بود. البته باید این را هم اضافه کنم که اخوان المسلمین در انتخابات های گذشته مصر که در زمان مبارک برگزار می شد 50 الی 60 در صد کرسی های پارلمان را به خود اختصاص می داد. این امر ریشه در این واقعیت داشت که مردم به خاطر دشمنی با مبارک کاندیداهای اخوان المسلمین را انتخاب می کردند. نه به این خاطر که از آنها طرفداری کنند و به قول ما نه به خاطر عشق به علی بلکه به خاطر دشمنی با معاویه، دست به این انتخاب می زدند. لذا آنها به خاطر دشمنی با حزب ملی مصر که حزب حاکم و حزب مبارک بود به اخوان رای می دادند.

- از دید شما به عنوان کسی که در مصر حضور داشته اید و به اوضاع و جامعه آن اشراف دارید، چرا مبارک به مانند به مانند قذافی در برابر مردم ایستادگی نکرد؟ و خیلی زود پس از قریب به 20 روز مقاومت از صحنه کنار رفت؟

به هنگام جنگ با مردم ارتش هیچ وقت مطیع مبارک نشد. مبارک از ارتش خواست تا با مردم برخورد کند ولی ارتش نپذیرفت. مبارک در خارج طرفدارانی داشت که از او حمایت می کردند ولی فشارهای داخلی که ارتش نیز در آنها شریک بود، آن قدر زیاد و قدرتمند بودند که مبارک را مجبور به ترک حکومت کردند.

ارتش مصر روابط بسیار خوبی با مردم دارد. عملکرد ارتش مصر در طول تاریخ به گونه ای بوده است، که مردم همیشه خاطره خوب از این نهاد داشته اند. مردم مصر ارتش این کشور را نماد ملی، شرافت و شجاعت می دانند و به طور کلی ارتش مصر تنها در مبارزه با رژیم صهویونیستی و دیگر دشمنان خارجی دست به عملیات نظامی زده است. لذا تمام خاطراتی که از ارتش مصر در ذهن مردم وجود دارد خاطرات خوب و مثبتی بوده است. مبارک در طول تظاهرات های خیابانی بیشتر نیروهای انتظامی و نیروهای اطلاعاتی را برای سرکوب مردم به کار می گرفت. مردم هر چه شکنجه شدند و مورد اهانت قرار گرفتند این اهانت ها از طرف نیروهای انتظامی و اطلاعاتی مصر بوده و نه ارتش مصر. ارتش به عنوان رکن ملی مصر شناخته می شود و این ارتش متعلق به مردم مصر است، نه مبارک و این نکته بوضوح در تاریخ مصر نمایان است. به همین دلیل، مبارک نتوانست ارتش را در کشتار مردم به کار بگیرد.

در خصوص نپیوستن ارتش برای سرکوبی تظاهرات کنندگان نکته قابل تامل این است که مبارک در ابتدا از گارد ریاست جمهوری خواست تا برای برخورد با مردم تظاهرات کننده وارد عمل شوند. گارد ریاست جمهوری همیشه در طول تاریخ نسبت به رئیس جمهور وفادار بوده است و به دستور رئیس جمهور بر ضد هر شخص و حتی ارتش عمل می کند. لذا نیروهای گارد ریاست جمهوری سوار بر شتر برای سرکوب تظاهرات کنندگان به خیابان ها آمدند و زد و خوردی میان آنها بوجود آمد. در آن روز میدان آزادی از سوی نیروهای گارد ریاست جمهوری زیر نظر بود. بنابراین به شتر سواران اجازه داده شد به بدترین نحو با مردم برخورد شود.

در این هنگام بود که «محمد حسین الطنطاوی»- فرمانده نیروهای مسلح مصر- به صحنه آمد و گارد ریاست جمهوری را فراخواند و اختیارات آنها را محدود ساخت و سرانجام این گروه را زیر نظر ارتش درآورد. طنطاوی همچنین به فرمانده گارد ریاست جمهوری دستور داد خارج از اراده ارتش و به دستور مبارک عمل نکند و تهدید کرد که اگر خارج از اراده و خواست ارتش مصر عمل کند سلاح آنها را مصادره وگارد ریاست جمهوری را منحل خواهد کرد.

پس از آن محمد حسین الطنطاوی نزد مبارک در شرم الشیخ رفت و از او خواست از حکومت کناره گیری کند. به هنگام ارئه این پیشنهاد، سوزان و جمال مبارک شروع به ناسزا گفتن طنطاوی کردند و مبارک نیز که قادر به کنترل خود نبود پاشنه دهان خود را کشید و به دشنام دادن طنطاوی پرداخت. طنطاوی به قاهره بازگشت و جلسه شورای نظامی مصر را تشکیل داد و در آن پیشنهاد داد تا از طریق صدا و سیمای مصر اعلام کنند که حسنی مبارک از حکومت کناره گیری کرده است. طنطاوی قصد داشت به جهانیان این طور القا کند که حسنی مبارک خود با اراده خویش مسند حکومت را رها کرده است.
بنابراین این شورا «عمر سلیمان»، معاون رئیس جمهور را فراخواند و در حضور او بیانیه کناره گیری از حکومت مبارک را تدوین کرد. مبارک مجبور شد تا آن بیانیه را که 14 ثانیه بیشتر نبود از طریق تلویزیون مصر اعلام کند و این در حالی بود که خود مبارک از مفاد این بیانیه اطلاع چندانی نداشت و او هنگامی از محتوای آن خبردار شد که تمام مردم مصر و مردم دنیا آن را از طریق تلویزیون شنیده بودند.

- با توجه به شرایط سوق الجیشی مصر، آیا رژیم صهویونیستی پس از این اتفاقات تلاش کرده است در رسانه ها، احزاب و یا گروههای مصری نفوذ کند؟

خیر. رژیم صهویونیستی نمی تواند در انتخابات آینده مصر دخالت کند زیرا اگر تعداد مصریانی که تا به حال برای دیدن رژیم صهویونیستی به آن سرزمین سفر کرده اند را برشماریم، تعداد آنها محدود خواهد بود. چند شرکت مصری با رژیم صهویونیستی رابطه تجاری دارند؟ چند نفر با رژیم صهویونیستی در زمینه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی همکاری داشته اند؟ باز هم تعداد این افراد انگشت شمار است. تمام این افراد انگشت شماری هم که با رژیم صهویونیستی به شیوه های مختلفی رابطه برقرار کرده اند، از اطرافیان و دوستداران حسنی مبارک بودند.

اما به هر حال اسرائیل سعی خواهد کرد تا در مصر فتنه ای برپا کند و بهترین شاهد بر این مدعا تخریب قبور صالحان در مصر است. من بر اساس اسناد و مدارک موجود می توانم ثابت کنم که تخریب قبور توسط موساد انجام شده است و نه به دست سلفی ها و وهابی ها که مردم مصر آنها را به این خرابکاری ها متهم می کنند.

-نقش ایران خصوصا انقلاب ایران در تحولات اخیر خاورمیانه را چگونه تحلیل می کنید؟ آیا انقلاب ایران منشاء الهامی برای مردم عرب بود؟

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به مردم و ملت های منطقه این مسئله را القا کرد که اگر آنها هم مانند مردم ایران عمل کنند پیروز خواهند شد. مردم منطقه هنگامی که انقلاب های خود را آغاز کردند نمونه و الگویی داشتند، الگویی که نشان می داد مردم چگونه توانستند شاه را برکنار و حکومت مردمی برقرار کنند. بنابراین ما هم می توانیم مانند آنها عمل کنیم و مبارک را برکنار و یک حکومت مردمی تشکیل دهیم.

-- آیا روند انقلابها در کشورهای عربی ادامه خواهد یافت؟ در صورت ادامه در کدام کشورها احتمال ایجاد انقلاب وجود دارد؟

مطمئنا این انقلاب ها در کشورهای عربی ادامه خواهند یافت و من در این مسئله شکی ندارم. در آینده ای نزدیک باید منتظر سقوط آل سعود در عربستان بود. همچنین بایستی در انتظار پیروزی انقلاب درکشورهایی چون الجزایر، مراکش، بحرین، یمن و اردن بود. مردم این کشورها دیوار رعب و وحشت را شکستند، زیرا آنها نتایج آغاز این انقلاب ها را شناختند و با اطلاع از ثمره و نتیجه تحرکات خود به خیابان ها آمدند.

- برخی از تحلیل گران این طور عنوان می کنند که بدون امکانات رسانه ای از قبیل خبرگزاری ها وفضای مجازی و شبکه های اجتماعی احتمال موفقیت این انقلاب کم بود و یا اصلا به نتیجه نمی رسید؟ آیا شما با این تحلیل موافق هستید؟

در انقلاب مصر تمامی ارتباط میان تظاهرکنندگان از طریق اینترنت و شبکه های اجتماعی صورت می گرفت و در واقع می توان آنها را عامل تاثیر گذاری در انقلاب مصر دانست. تمام هماهنگی ها برای ارتباط ها، تشکیل تجمعات، چگونگی برخوردها و حتی شعارها در فضای مجازی مورد بحث و گفتگو قرار می گرفت و در نهایتا اجماعی بر روی آنها صورت می گرفت.

اینترنت به عنوان وسیله ی ارتباطی مطمئن و خارج از کنترل دولت، ابزاری در خدمت انقلابیون بود اما نمی توان آن را مهمترین و یا موثرترین عامل انقلاب مصر دانست. ولی به هر حال به نظر من بدون وجود اینترنت، انقلاب مصر توان شکل گیری و پیروزی را نداشت.

- شما به عنوان کاندیدای مجلس مصر، به کدام حزب و گروه سیاسی تعلق دارید و نماینده کدام خواسته های ملت مصر هستید؟

خیر، من تا به حال به حزب خاصی تعلق نداشتم، ولی طی چند روز آینده نزدیک که به مصر بازخواهم گشت، حزب جدیدی را با عضویت جوانان انقلابی تاسیس خواهم کرد. این حزب متشکل از جوانان و مبتنی بر اراده آنان خواهد بود و با هدف خدمت به وطن، پیشرفت و شکوفایی تشکیل خواهد شد و تنها با کشورهایی که دوستدار و خیرخواه مصر باشند به همکاری خواهد پرداخت.

- شما به عنوان یک شیعه، قصد شرکت در انتخابات مجلس را دارید. آیا بر حمایت شیعیان مصر از کاندیداتوری خود حساب ویژه ای باز کرده اید؟

ذکر یک مسئله در مورد جامعه مصر ضروری می نماید. در جامعه مصر مذهب و گرایش مذهبی اهمیت چندانی ندارد، به طور مثال اگر شما در عربستان خود را شیعی معرفی کنید مورد تبعیض قرار خواهید گرفت ولی در مصر شیعی یا سنی بودن به هیچ وجه مطرح نیست. به طور صریح تر، در جامعه مصر به رغم متدین بودن جامعه هیچ کس از مذهب دیگری اطلاع ندارد و شاید تنها گروهی که در مصر تصور دقیقی از گرایش مذهبی اطرافیان خود دارند، شیعیان هستند. شما اگر در خیابان بایستید و از پیر و جوان و یا زنان و مردان مصری بپرسید که مذهب شما چیست؟ نمی تواند به سوال شما پاسخ دهد زیرا اطلاع دقیقی از مذهب خود ندارد شاید بداند که سنی مذهب است ولی اگر بپرسید که به کدام مذهب اهل تسنن تعلق دارد مطمئنا نمی داند. اصلا این مسئله در ذهن کسی مطرح نیست.

- اگر شما حزب خود را تشکیل و در انتخابات پیروز شدید، اهداف شما پس از پیروزی چه خواهد بود؟
دست یافتن به قدرت، برای خدمت به مردم مصر. این شعار ما خواهد بود.

- با توجه به شرایط ایجاد شده، آیا مصر به مانند سابق خواهد توانست رهبری کشورهای عربی را در دست گیرد یا خیر؟

مطمئنا مصر دارای جایگاهی کهن در میان کشورهای عربی دارد و رهبری و سردمداری کشورهای عربی را عهده دار خواهد بود.

-آیا مصر از این پس نیز به مانند گذشته متحد امریکا در منطقه خواهد بود یا نه مصر به دنبال متحدین دیگری خواهد رفت ؟ در مورد رابطه با ایران چه؟ آیا تغییری در روابط میان این دو کشور ایجاد خواهد شد؟

روابط مصر و آمریکا مطمئنا هرگز مانند گذشته نخواهد بود. در گذشته رابطه میان مصر و امریکا بیشتر به رابطه ارباب و برده شباهت داشت. این مسئله دیگر به هیچ وجه تکرار نخواهد شد و شاید در آینده به عنوان دو کشور مستقل در حوزه بین الملل با یکدیگر رابطه برقرار کنند.

در مورد قسمت دوم سوال شما، امیدوارم که کشورهای مصر- ایران با هم هم پیمان شوند و مبدل به قدرتی برتر در منطقه شوند. زمانی روزنامه نگاری از من پرسید که نظر شما در مورد اتحاد و هم پیمان شدن و تشکیل اتحاد چهارگانه ایران- مصر- ترکیه- سوریه چیست؟ من در پاسخ به او گفتم تنها اگر ایران و مصر با یکدیگر هم پیمان شوند، این برای تغییر نظام جهانی کافی خواهد بود.

- در قضیه فلسطین، در حال حاضر افکار عمومی در مصر به چه سمتی تمایل دارد؟ آیا مردم خواهان رابطه بیشتر با فلسطین هستند ؟

چیزی که از آن مطمئن هستیم این است که در آینده هیچ رابطه ای میان مصر و رژیم صهویونیستی بوجود نخواهد آمد. امروز سخن روزمره مردم این است که پس از مبارک چگونه می توانیم به فلسطین کمک کنیم و چگونه می توانیم کمک های مصری را به غزه برسانیم. همچنین دغدغه دیگر این است که چگونه فلسطین را از وجود مزدوران امریکا و اسرائیل پاک کنیم.

رژیم صهویونیستی در همه احوال دشمن مردم مصر است و خواهد بود. به همین دلیل اگر تعداد افراد و شرکت هایی را که از زمان انعقاد معاهده کمپ دیوید تاکنون با این رژیم به همکاری پرداخته اند، در نظر آورید متوجه خواهید شد که تعداد آنها بسیار اندک است.

-جناب آقای محی الدین الغندور ظاهرا شما برای امضای یک سری توافقنامه های اقتصادی و تجاری به جمهوری اسلامی ایران سفر کرده اید، آیا ممکن است در مورد محتوای این توافقنامه ها توضیح دهید؟

در حقیقت، بنده در حالی که به سیاست مشغولم، یک تاجر نیز هستم. از سوی دیگر همیشه علاقه داشتم تا با جمهوری اسلامی ایران رابطه سیاسی در جهت بهبود روابط ایران ومصر برقرار کنم. من همیشه در این فکر بودم که چه توافقنامه ای می توان با جمهوری اسلامی ایران امضا کرد که در بهبود روابط این دو کشور موثر واقع شود، در جامعه مصر تاثیر مستقیمی داشته باشد و تصویری را که نظام سابق از جمهوری اسلامی ایران ساخته بود را تغییر دهیم.

هدف از سفر من به ایران این بود تا اولین قرارداد واردات آرد از جمهوری اسلامی ایران را امضا کنم. به همین مناسبت از مقامات ایرانی خواستم تا قبل از این که من از ایران آرد خریداری کنم، آنها در گامی موثر بخشی از آردی را که در حال حاضر کمبود آن در جامعه مصر محسوس است، را به عنوان هدیه به مصر اهدا کنند. این هدیه طی مراسمی توسط سفیر ایران در مصر به ملت مصر تقدیم خواهد شد. این مسئله مطمئنا در جامعه مصر موثر واقع خواهد شد و تصویر مصریها از جمهوری اسلامی ایران را تغییر خواهد داد.

همچنین من از مقامات ایران در خواست کردم نام «خالد اسلامبولی» را که برای نام گذاری یکی از خیابان های تهران انتخاب شده بود، را تغییر دهند و این اقدام را به طور نمادین به شهدای 25 ژانویه تقدیم کنند. با این عملدیگر مشکل چندانی برای آغاز مذاکرات میان این دو کشور باقی نخواهد ماند. این اقدام مطمئنا عکس العمل خوب ملت مصر را در پی خواهد داشت.

البته من یقین دارم که اگر «خالد اسلامبولی» دوباره زنده شود، با من و کلیه افراد موثر در پیروزی انقلاب جمهوری اسلامی ایران به مبارزه برخواهد خواست زیرا که او یک سلفی و وهابی ساخته و پرداخته تروریستها بود. وی هیچ معروفیتی در جهان حتی در میان مردم مصر ندارد، حتی اگر امروز از جوانان مصری سوال شود که آیا «خالد اسلامبولی» را می شناسند، آنها مطمئنا پاسخ منفی خواهند داد. من از مقامات ایرانی در خواست کردم و دوباره خواسته خود را تکرار می کنم که نام خیابان «خالد اسلامبولی» به خیابان «شهدای 25 ژانویه» تغییر پیدا کند.

البته در این سفرعلاوه بر این توافقنامه، توافقنامه دیگری در حوزه گردشگری نیز امضا شد. در این توافق نامه همراه با مسئولان ایرانی به اتفاق نظر رسیدیم که مدیران شرکت های گردشگری ایران به عنوان اولین گروه دیدار کننده از مصر، برای بازدید اولیه به این کشور وارد شوند.

برای توضیح باید افزود که در یک طبقه بندی در کشور مصر سه نوع گردشگری وجود دارد. برنامه های گردش از اماکن تفریحی؛ مانند شرم الشیخ و دیگر سواحل این کشور، مکان های تاریخی ؛ که اماکن تاریخی مصر را شامل می شوند مانند اهرام، موزه ها و غیره و مکان های دینی که شامل مزار ها و مقبره های امام زاده ها و... در مصر است.

همچنین، من رئیس شورای اداری شرکت تجاری «مصر- ایران» هستم و این شرکت در سال 1998 با هدف انتقال بازار ایران به آفریقا تاسیس شد. همانطور که می دانید کشور مصر به عنوان دروازه قاره آفریقا در جهان شناخته می شود. در عین حال من رئیس شورای کسب و کار« ایران- مصر» هستم و ریاست جمعیت «الصداقه» مصر-ایران را نیز بر عهده دارم. در پایان نیز بایستی اعلام کنم که من ایران را بسیار دوست دارم و امیدوارم روابط ایران- مصر گسترش یابد.




نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 18 مهر 1390
سرباز روح الله