تبلیغات
بازباران - اسلام و خانواده در جامعه پیشرفته
 
بازباران
عصرامام خمینی(ره) عصربیداری اسلامی
درباره وبلاگ


می فروشی گفت کالایم می است /گرمی بازارمن سازونی است /من خمینی دوست می دارم /که اوهم خم است وهم می است وهم نی است

مدیر وبلاگ : سرباز روح الله
نویسندگان
نظرسنجی
درانتخابات مجلس نهم (میاندوآب ،شاهین دژوتکاب ) شمابه چه کسی رای می دهید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سخنرانى امام موسى صدر در همایش «اسلام و تنظیم خانواده». این همایش در روزهاى 24تا 29ژانویه سال 1971مطابق با 4تا 9 بهمن 1349در كشور مغرب برگزار شد. این همایش را دفتر منطقۀ خاور میانه و شمال افریقاى مؤسسۀ «اتحاد جهانى براى تنظیم خانواده» در شهر رباط مغرب برگزار كرده بود.

-------------------------------------------------------

پیشرفت

پیشرفت تنها حاصل تعامل مستمر میان انسان و هستىِ اطراف اوست. نباید پنداشت كه براى پیشرفتْ ایجاد یك عنصر جدید یا بیرون‏ رفتِ یك عنصر از زندگى لازم است. آدمى تحقیق مى ‏كند و سطرى از كتاب هستى را مى ‏كاود، به عنصرى جدید یا نیرویى نو یا صفتى تازه از چیزى كه آن را مى ‏شناخته است آگاه مى ‏شود. پس تلاش مى ‏كند تا از علم جدید خود در جهت بهبود وضع خویش بهره بردارد. او با به كار گرفتن علم جدید، زندگى و محیطِ اطراف خود را دگرگون مى ‏سازد. در این تغییر، خود او نیز پیشرفت مى ‏كند و آنگاه وضعیت جدید خود را نقطه آغازى براى تحقیق در مورد علمى نو قرار مى ‏دهد و این روند ادامه مى ‏یابد.
نوشدگى در زندگى انسان از حوزه‏اى به حوزه دیگر مى ‏رود و موجب تعاملى دیگر میان بخش‌هاى مختلف زندگى مى ‏شود و خاستگاه‌هاى جدیدى براى پیشرفت و ترقى فراهم مى ‏آورد.

اسلام و پیشرفت

اسلام دین فطرت و شریعتِ خلقت است و لذا نمى ‏تواند پذیراى جمود باشد، بلكه دعوت به تحول و تكامل مى ‏كند و این ترقى و پیشرفت را به دو طریق جهت مى ‏بخشد:
الف. اینكه مى ‏گوییم «كلام خدا، قرآن كریم، از نظر لفظ و معنى وَحیانى است» در میان امت اسلامى همواره چنین خواهد ماند؛ به این معنى كه هر برداشت جدیدى از قرآن، در هر سطحى كه باشد، مى ‏تواند صحیح باشد، به شرط اینكه این فهم با قواعد متعارف در كلام مطابقت نماید. این گونه برداشتها، با شرط فوق، در تنظیم امور زندگى قابل استفاده خواهد بود. این اعتقاد در مورد كلام بشر صحیح نیست، از آن رو كه آدمى با یك زمینه فرهنگى معین سخن مى ‏گوید كه تجاوز از آن ممكن نیست. بنابراین، فهم سخن او تنها در حدود سطح همان فرهنگ پذیرفتنى است.
جاودانگى و پیشرفت در اسلام مرهونِ الهى بودنِ كلمات قرآنى است. این در كنار آدمى و هستى قرار مى ‏گیرد و بنا بر تعاملِ نو به نوِ انسان و هستى رهنمودى مشخص مى ‏دهد. استمرار تعامل میان انسان و قرآن، با فهم و درك روزآمد، به موازات تعامل میان انسان و هستى در جریانِ تحول، میسر مى ‏گردد.
ب. در آموزه‏ هاى اسلامى احكام ویژه‏اى براى تحول قراردادها و احكام، همچون شرایط ضمن عقد، كه شكل قرارداد را تغییر مى ‏دهد، وجود دارد. در پایان همین تحقیق، مطلب فوق به تفصیل مورد بحث قرار خواهد گرفت.

خانواده و جامعه

خانواده بخش مهمى از جامعه بشرى است و با جامعه تعامل متقابل دارد. بر همین اساس، از تحولات اجتماعى (اقتصادى، سكونتى و غیره) تأثیر مى ‏پذیرد و به سهم خود در جامعه تأثیر مى ‏گذارد، تا جایى كه وضع خانواده و اتفاقات آن در جامعه بزرگ انعكاس پیدا مى ‏كند. به همین جهت، بررسى این موضوع دو جنبه مقابل هم را شامل مى ‏شود: یكى تأثیر جامعه پیشرفته بر خانواده و دیگر تأثیر خانواده بر جامعه.

اسلام و خانواده

از دیدگاه برخى پژوهشگران، جامعه از نظر اسلام متشكل از واحدهایى است كه هر واحد آن خانواده است، نه فرد، كما اینكه جامعه واحدى نیست كه تنها به افراد یا خانواده‏ ها یا طبقات تفكیك شود. در حقیقت، براساس نظر اسلام، جایگاه خانواده و تأثیر آن بر جامعه، حتى از دیدگاه كسانى كه معتقد به این نظریه نیستند، بسیار مهم است. این حدیث نبوى براى اثبات نظر فوق كافى است كه مى ‏فرماید: «در اسلام هیچ بنایى بر پا نمى ‏شود كه نزد خداوند محبوب‏تر از ازدواج باشد.»

خانواده در جامعه پیشرفته

ویژگیهاى اساسى خانواده را در جامعه پیشرفته امروزى مى ‏توان در نكات زیر خلاصه كرد:
اول. نیازهاى رو به افزایش
نیازهاى رو به افزایش در همه امور زندگى، كه انسان را براى برآوردن آنها به تلاش وا مى ‏دارد و مردِ خانواده ناچار است كار خود را پیشرفت یا تغییر دهد یا به شهر و پایتخت برود یا مهاجرت كند و گاه زن ناچار مى ‏شود كار كند. این عوامل، به طور مشخص، در زندگى و روابط خانوادگى تأثیر مى ‏گذارد، ضمن آنكه افزایش صرفِ نیازها از عوامل تغییر این روابط است. مدت زمان لازم براى افزایش فعالیتها و غیبت مرد از خانواده در شرایط مهاجرت یا ترك وطن، تغییر شرایط در هنگام مهاجرت یا كوچ خانواده، همچنین خارج شدن زن از خانه و كار كردن وى در بیرونِ خانه و استقلال مادى او و این گونه امور، از عواملى است كه به طور مستقیم یا غیر مستقیم تأثیرات عمیقى بر روابط خانوادگى به جاى مى ‏گذارد.

روابط خانوادگى و حركات جوانى

در شرایط فوق الذكر، روابط والدین با فرزندان به شدت آسیب مى ‏بیند. كودك، در حالى كه به سرپرستى مستمر و كامل والدین نیاز دارد، خود را تحت سرپرستى جانشین والدین (اعم از اشخاص یا مؤسسات) مى ‏یابد و این نوع سرپرستى هزینه ‏هایى دارد. ولى سرپرستى والدین جز در اوقات معین و محدود صورت نمى ‏گیرد.
كودك در چنین شرایطى صفت مطلق (عشق بى ‏چون و چرا) را در والدین خویش نمى ‏یابد و وجود كلى را كه در وجود آنان متبلور است تنها به طور نسبتاً محدود و سطحى مى ‏بیند. در نتیجه، جایگاه والدین، بلكه همه هستى، در دیدگاه و احساس كودك تنزل مى ‏یابد. كودك والدین و هستى را داراى قدر و قیمت محدود مى ‏یابد و به همین جهت مناسبات والدین با او و روابط میان نسل جدید و نسل قدیم دچار تزلزل مى ‏گردد. حركات خشونت ‏آمیزِ نسلِ روبه ‏رشدِ عصر ما از همین زاویه قابل تفسیر است. چه، نسلهاى متوالى در گذشته با یكدیگر پیوند و ارتباط داشتند و این پیوند از ناحیه وحدت فكرى و وحدت ذهنى نبوده است، زیرا در دو مورد فوق نسلهاى جوان و پیر همواره اختلاف داشته ‏اند، بلكه مى ‏توان گفت این تفاوت در تفكر و منطق، در حقیقت علت اساسى تكامل و خروج از جمود بوده است. با این حال، نسل رو به رشدى كه از لحاظ منطقى و ذهنى با نسل سابق خود متفاوت بود با احساسات عاطفى مستحكمى با آن پیوند مى ‏خورد. زیرا نسل جدید در اسلاف خویش دهش و بخشش تام و تمام مشاهده مى ‏كرد. مادر نمونه بخشش مستمر و همه‏ جانبه و عمیق و نامحدود بود و پدر و معلم و پزشك و دیگران نیز به همین ترتیب. كودك در لابه‏ لاى این تصویر جذاب از زندگى و گذشته رشد مى ‏كرد و در حالى كه فریفته و مجذوب و وجودش مملو از محبت و احترام بود، از سرِ وفادارى و احساس مسئولیت ارتباط بسیار مستحكمى برقرار مى ‏كرد.

جاودانگى و پیشرفت در اسلام مرهونِ الهى بودنِ كلمات قرآنى است. این در كنار آدمى و هستى قرار مى ‏گیرد و بنا بر تعاملِ نو به نوِ انسان و هستى رهنمودى مشخص مى ‏دهد. استمرار تعامل میان انسان و قرآن، با فهم و درك روزآمد، به موازات تعامل میان انسان و هستى در جریانِ تحول، میسر مى ‏گردد.

این پیوند عاطفى و قلبى، در كنار تفاوتِ ذهنى، باعث مى‏شود تا فرزندان نقش پدران را تكمیل كنند. نسل جدید نوگرا است، در عین حال در ادامه وجود نسلهاى گذشته قرار دارد. در خط افقى، آنجا كه ارتباطات زناشویى است، همان مشكلاتى به ظهور مى ‏رسد كه در خط عمودىِ روابط والدین با فرزندان ملاحظه كردیم.
فاصله زمانى و مكانى، اشتغال هر یك از زن و مرد به شغل خاص و گرفتاریهاى خود، ارتباط ناقص زناشویى به مفهوم همه ‏جانبه آن، و آنچه به‏طور طبیعى و عملى پیامد این عناصر محسوب مى ‏شود، روابط زن و شوهر را لرزان و اعتماد را ضعیف و تفاهم را اندك مى ‏سازد.

رشد عقلى و اجتماعى فرد در خانواده، بدون ارتباط با دیگران، تفاوت میان افراد خانواده را گسترده ‏تر مى ‏كند و میان زن و مرد از یك طرف و آنان و فرزندان از طرف دیگر شكافى ایجاد مى ‏كند كه به تدریج عمیق خواهد شد.

اساس مشكل

حقیقت این است كه مشكل تنها به روابط والدین و فرزندان و روابط زن و شوهر محدود نمى ‏شود، بلكه دامنگیر روابط اجتماعى نیز مى ‏گردد و تصور خاصى از جامعه به دست مى ‏دهد كه در آن روابط میان افرادِ آن براساس دهشى محدود و نرخ ‏گذارى شده استوار مى ‏گردد و تعامل میان افراد را، كه حقیقت جامعه است، به تعاملى ابزارى و غیر انسانى و بى ‏روح تبدیل مى ‏كند.
علت واقعى این مشكل تكیه بر ماده و مادیگرى به عنوان پایه تمدن و خارج كردن ماوراء الطبیعه از تأثیر در زندگى است، آن گونه كه سازندگان بناى تمدن جدید لحاظ كرده ‏اند.
ماده نمى ‏تواند مطلق باشد، به همین جهت دهش انسانى كه موجب ارتباط همنوعان و پایه تشكیل جامعه انسانى است تا وقتى كه از انگیزه مادى و محدود برخاسته باشد بر اساس ماده استوار است و در نتیجه نسبى و محدود خواهد بود. هر فردى كه براى جامعه خویش كارى انجام مى ‏دهد به نسبتِ مزدى كه از جامعه مى ‏گیرد و منفعتى كه از طریق آن تحصیل مى ‏كند مشخص مى ‏شود.
در چنین جامعه ‏اى فرد غریب است و ارتباط او با دیگران به منافع مشترك وى با آنها بستگى دارد. بنابراین، جامعه یك شركت تجارى بزرگ است كه شركتهاى كوچك‏ترى به نام خانواده، خویشاوندان، طبقه، میهن و دولت را شامل مى ‏شود.
در این جامعه، بعد زمانى و مكانى به خطرى براى خانواده و عاملى براى سست شدن روابط تبدیل مى ‏شود، زیرا تعامل ناقص مى ‏گردد و مصالح مشترك رنگ مى ‏بازد.


نظر اسلام در این زمینه

جامعه مورد نظر اسلام، جامعه انسانى زنده ‏اى است كه ارتباط افراد آن از طریقِ دهشِ مطلق، بدون محدودیت و ارزش‏گذارى، برقرار مى ‏گردد. كار در این جامعه رسالتى است براى فرد و واجب است كه فرد همه توان خود را براى تحقق آن مبذول دارد و بخشى است از وجود آدمى كه ذوب شده و به كار تبدیل شده است. كار در چنین جامعه ‏اى همچون انسان زنده و عبادتى است كه نمى ‏توان آن را محدود یا قیمت‏گذارى كرد. جامعه ‏اى كه از این كارها و این پیوندها متشكل است، بنا به تعبیر حدیث شریف نبوى، جامعه زنده‏اى است همچون یك پیكر.
این نوع كار از ایمان به مطلقها و ارزشهایى سرچشمه مى ‏گیرد كه ایمان بدانها از ایمان به خدا جدایى ‏ناپذیر است. مؤمن به خدا در خلال كار خود به كمال خود به عنوان هدف نهایى مى ‏نگرد. بنابراین، كار او در حقیقت حركت تكاملى اوست به سوى غایتى بالاتر. هدف این انسان از كار به دست آوردن مزدى كه جامعه به او مى ‏پردازد نیست. این مزد وظیفه جامعه در قبال اوست نه قیمت عمل و كار او. در اینجا تصویرى را كه اسلام از جامعه ارائه مى ‏دهد احساس مى ‏كنیم؛ كه این جامعه موجودى است زنده، واحد، یكپارچه، نه شركت و شریكان و همپیمانان.

از خلال تصویر جامعه و تبیین نقش مطلق همه افراد، به نقش مادرى و پدرى مطلق پى مى ‏بریم و به راه حل مشكل مطرح ‏شده مى ‏رسیم.
والدینى كه به وظیفه خود به طور مطلق و به عنوان رسالت اقدام مى ‏كنند، در حدى كه خود را فداى خدمت به فرزند مى ‏نمایند، این والدین احساسات كودك را سرشار مى ‏سازند و روح او را از ایمان و قلب او را از محبت و وجودش را از عنایت پر مى ‏كنند. كودك در این دریاى جوشان مؤمن و متعهّد رشد مى ‏كند و به تكمیل مسئولیت والدین خود مى ‏پردازد وبه عطاى آنها و نسل آنها وفادار مى ‏ماند.

خانواده بخش مهمى از جامعه بشرى است و با جامعه تعامل متقابل دارد. بر همین اساس، از تحولات اجتماعى (اقتصادى، سكونتى و غیره) تأثیر مى ‏پذیرد و به سهم خود در جامعه تأثیر مى ‏گذارد، تا جایى كه وضع خانواده و اتفاقات آن در جامعه بزرگ انعكاس پیدا مى ‏كند.

زن و شوهر در خلال عطاى مطلق و مسئولانه‏اى كه هریك به دیگرى و هردو با هم به فرزندان تقدیم مى ‏دارند وحدتى تكامل‏یافته تشكیل مى ‏دهند.
آنچه مهم است كیفیت دهش است نه حجم و كمیّت آن- كه با این روش مشكل اساساً ایجاد نخواهد شد.


تدابیر دیگر اسلامى

اسلام در روابط خانوادگى چارچوبى تعیین مى ‏كند تا بقاى آن را تضمین و ایدئولوژى كلى اجتماعى را كه از آن بحث كردیم مصون دارد. به همین سبب نگهدارى از فرزندان را به شكل حضانت و سرپرستى و تربیت بر والدین واجب كرده و تأكید مى ‏ورزد كه تربیت كودك با رسالت انسان در زندگى برابرى مى ‏كند، زیرا فرد از طریق تربیت فرزند خویش، نمونه ‏اى از خود مى ‏سازد تا تحقق رسالت را بر عهده گیرد. از طرفى احسان و احترام به والدین را بر فرزند واجب كرده است.
اسلام خانه زن را مسجد او و شوهردارى نیكو را جهاد او مى ‏داند و به كار او در خانه و خدمت به فرزندان و همسرش رنگ قداست و عنوان سجده و پاداش جهاد مى ‏بخشد.

جامعه مورد نظر اسلام، جامعه انسانى زنده ‏اى است كه ارتباط افراد آن از طریقِ دهشِ مطلق، بدون محدودیت و ارزش‏گذارى، برقرار مى ‏گردد. كار در این جامعه رسالتى است براى فرد و واجب است كه فرد همه توان خود را براى تحقق آن مبذول دارد و بخشى است از وجود آدمى كه ذوب شده و به كار تبدیل شده است. كار در چنین جامعه ‏اى همچون انسان زنده و عبادتى است كه نمى ‏توان آن را محدود یا قیمت‏گذارى كرد. جامعه ‏اى كه از این كارها و این پیوندها متشكل است، بنا به تعبیر حدیث شریف نبوى، جامعه زنده‏اى است همچون یك پیكر.

اسلام زن را تا آنجا تشویق مى ‏كند كه مى ‏فرماید بهشت زیر پاى مادران است. همچنین آموزه ‏هایى براى تنظیم روابط خانوادگى ارائه مى ‏دهد و وظایف مرد را در قبال زن مشخص مى ‏كند و همه این احكام را با واجب كردن همیشگى نفقه بر مرد و وجوبِ هزینه پدر بر فرزند یا برعكس، در حالت نیاز، تثبیت مى ‏نماید.

دوم: مسائل جنسى

میل به كسب سود بیشتر، در جوامع جدید، انسانها را به سوى فعالیتهاى تجارى گسترده مى ‏كشاند و این امر به تحول جامعه و خانواده سرعت مى ‏بخشد. در فعالیتهاى گوناگونِ مورد اشاره، براى جلب مشتریان فراوان، از عامل جنسى بهره ‏بردارى مى ‏شود و همه وسایل علمى براى تحریك و تقویت این عامل به كار مى ‏رود. به همین سبب به وضوح مى ‏بینیم كه فیلمها، نمایشنامه ‏ها و همه وسایل ارتباط جمعى و بسیارى از نشریات حول مسائل جنسى دور مى ‏زند.
در همه انواع تجارتها، براى جلب مشترى و نیز در تبلیغات و اعلانات، از مسائل جنسى استفاده مى ‏شود. پوشش هاى زمان ما هم دقیقاً با توجه به مسائل جنسى تهیه و انتخاب مى ‏گردد.

این وسایل ارتباط جمعى، كه در تحول زندگى خانوادگى و همه زوایاى آن نقش مهمى ایفا مى ‏كنند، در روابط جنسى میان زن و شوهر، كه در حیات خانواده و ثبات آن و ایجاد وحدت تام خانوادگى عنصر بسیار مهمى است، تزلزل و اختلال و انواع آشفتگى به وجود مى ‏آورند و در موجودیت خانواده و سست كردن پایه ‏هاى آن آثار نامطلوبى به جا مى ‏گذارند.
از سوى دیگر، این فضا و شرایط در رشد زود هنگام فرزندان تأثیر مى ‏گذارد و رشد آنان را در مسائل جنسى سرعت مى ‏بخشد و در مقابل به بقیه جنبه ‏هاى رشد كودك ضربه مى ‏زند. این پدیده، به سهم خود، بر روابط والدین و فرزندان و پیوند خانوادگى تأثیرگذار است.
این فضا همچنین در خوددارى پسران و دختران جوان از ازدواج مؤثر است، زیرا از یك طرف هزینه ازدواج بسیار سنگین است و از طرف دیگر فضاى موجود نیازهاى جنسى را ارضا مى ‏كند و علاوه بر آن بسیارى از توان جنسى در خلال روابطِ گذرا مستهلك مى ‏گردد. همه این عوامل از میل دختران و پسران به ازدواج مى ‏كاهد.
رشد رسانه‏ ها و افزایش آنها، نابسامانى روابط و گسترش آنها، اختلاط و عمومى شدن آنها و رقابتهاى طبیعى كه از آنها ناشى مى ‏شود بر پیچیدگى احساسات جنسى مى ‏افزاید.

درمان مشكل از نظر اسلام

اسلام براى درمان این مشكل و مواجهه با آن برنامه ‏اى وضع كرده است كه مى ‏تواند خانواده را در جامعه مترقى و در تعامل با آن حفظ كند. این برنامه بر اصول زیر استوار است:
اول. تربیت اسلامى از دوران كودكى بر رشد احساسات زیبایى ‏دوستى كودك و سوق دادن آن به سمت جمالِ هستى كه در موجودات متجلى است و جمال معنوى كه در خدمت به همنوع و مناعت طبع نمود دارد پایه ‏گذارى شده است. این كوشش در قرآن ملاحظه مى شود:

(إنّا جَعَلْنا ما عَلَى الأرضِ زینَةً لَها ) (7:18ما آنچه را كه روى زمین است وسیله زیبایى آن ساخته‏ایم(. و و زیَّنَّا السَّماءَ الدُّنیا بِزینَةٍ الكَواكِبِ ) (6:37ما آسمان نزدیك را با ستارگان زینت بخشیده‏ایم).

سوم. حدود وضع‏ شده در روابط میان زن و مردِ نامحرم مثل پایین انداختن چشم، عدم معاشرت نزدیك، منع اظهارات عاشقانه، منع لذت‏جویى و پرهیز از سوءِ ظن.
چهارم. حفظ خانواده از دخالت دیگران و این دخالت را از بزرگ‏ترین گناهان شمردن. در حدیث داریم: »در اسلام هیچ بنایى محبوب‏تر از خانواده نیست.« مفهوم مخالف این حدیث كه موضع‏گیرى مخرب است مورد نظر است.
پنجم. تشویق به تسریع در ازدواج به اعتبار اینكه نصف دین است.

اسلام در روابط خانوادگى چارچوبى تعیین مى ‏كند تا بقاى آن را تضمین و ایدئولوژى كلى اجتماعى را كه از آن بحث كردیم مصون دارد. به همین سبب نگهدارى از فرزندان را به شكل حضانت و سرپرستى و تربیت بر والدین واجب كرده و تأكید مى ‏ورزد كه تربیت كودك با رسالت انسان در زندگى برابرى مى ‏كند، زیرا فرد از طریق تربیت فرزند خویش، نمونه ‏اى از خود مى ‏سازد تا تحقق رسالت را بر عهده گیرد. از طرفى احسان و احترام به والدین را بر فرزند واجب كرده است.

مقررات اسلامى براى پیشرفت خانواده

اینك لازم است احكامى را متذكر شویم كه خانواده را در جامعه پیشرفته خوشبخت نگاه مى ‏دارد.
الف. از نظر اسلام كار زن هیچ مانعى ندارد.
ب. كار در خانه و خدمت به فرزند و همسر بر زن واجب نیست.
ج. زن مجبور به ازدواج نیست، اما اگر ازدواج رابرگزید باید به زندگى خانوادگى اهمیت دهد و به وظیفه خود عمل كند، زیرا او متعهد به این زندگى شده است. در اینجا مى ‏توان براى كار زن شرطى مشخص كرد كه، در صورت برآمدن این شرط، زن حق دارد كار كند و آن عبارت است از اینكه كار او نباید بر وظایف خانوادگى وى تأثیر گذارد.
د. تأمین مسكن مستقل از وظایف مرد است و جزو انفاق به شمار آمده و بر او واجب شده است. تأثیر مسأله مسكن بر وضع خانواده و پیشرفت آن روشن است.
ه’. در صورت رضایتِ زن و شوهر محدود كردن تعداد فرزندان جایز است. تنها این دو هستند كه حق دارند تعداد فرزندان را محدود كنند.
و. تغییر نحوه ازدواج و چگونگى طلاق و شرایط حضانت فرزندان و مسائل جزئى زندگى زناشویى امكان‏پذیر است. همه اینها در شرایط ضمن عقد تعیین مى ‏شود و هر یك از زوجین مى‏ تواند در مورد مسكن، انفاق و روابط گوناگون میان دو همسر، به عنوان شرایط ضمن عقد، مسائلى لحاظ كند كه با مصالح و پیشرفت خانواده متناسب باشد.
زن مجاز است كه، ضمن عقد، اختیارات مرد را در مورد طلاق محدود كند، به این صورت كه شرط كند در صورتى كه مرد، بدون دلیل موجّه، اقدام به طلاق كند موظف است هزینه ‏ها یا مبالغى بپردازد. نیز مى ‏توان نظر دادگاه یا داوران خانواده را به عنوان معیار تشخیص دلیل موجّه تعیین كرد. زن همچنین مى ‏تواند، در حالتهاى مختلف، دادگاه یا داوران را براى طلاق وكیل كند. همچنین تعیین نحوه رسیدگى به فرزند، پس از طلاق، از طریق شروط ضمن عقد به جاى حضانت سنتى امكان‏پذیر است.
براى سامان‏دهى امور فوق‏الذكر، نهادهاى مسئول مى ‏توانند اوضاع خانواده ‏ها و چگونگى سازمان‏دهى آنها را در شرایط اجتماعى گوناگون بررسى كنند و براى عقد ازدواج فرمهاى ویژه‏اى تهیه كنند تا در هنگام اجراى صیغه به نظر طرفین برسد و همسران بتوانند با حقوق خویش آشنا شوند و با قرار دادن شرایط ضمن عقد، از این حقوق بهره ‏مند گردند.
در اینجا، به نتیجه مهمى مى ‏رسیم: اینكه در شرایط و حالات مختلف مى ‏توان براى خانواده قوانینى در احكام فقهى اسلام جستجو كرد كه در پرتو آنْ خانواده، ضمن پیشرفت در جامعه، از چهارچوب صحیح خود خارج نشود و حقوق آن ضایع نگردد.





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 18 مهر 1390
سرباز روح الله